تبلیغات
تصویر فردا

تصویر فردا
مرجع سینمایی 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
به تصویر فردا امتیاز دهید.





 کمپوزیسیون ( Composition )

   کمپوزیسیون در لغت به معنای ترکیب و ترکیب بندی است. در سینما و

 در تصویر ، کمپوزسیون به معنای چگونگی قرار گرفتن عناصر موجود در

 صحنه از جمله دکورها ، اشیا ، نور ، رنگ ها و شخصیت ها در کنار

 یکدیگر است ، و به عبارت کلی ، ترکیب کلی صحنه ای که قرار است

 فیلم برداری شود.

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: کارگاه طراحی صحنه،
[ دوشنبه 11 مهر 1390 ] [ 01:28 ق.ظ ] [ احمد فیاضی ]


 

 صحنه مکانی است ، به همراه عناصری که در آن وجود دارد ، و در هر

 نما جلوی دید بیننده قرار می گیرد. برای مثال اتاقی که مذاکره ای

 مهم در آن ، در حال انجام است یا خیابانی که دو نفر در حال عبور

 از آن هستند و ... .

 

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: کارگاه طراحی صحنه،
[ دوشنبه 11 مهر 1390 ] [ 01:25 ق.ظ ] [ احمد فیاضی ]

طراحی صحنه عروسكی در تئاتر 

در نمایش عروسكی یك طراح صحنه باید یك سری اطلاعات را در كنار هم گردآوری كرده و به صورت یك جا به تماشاگر منتقل كند، این اطلاعات عبارتند از:

1.        روان‌شناسی كودك (از لحاظ فكری و ذهنی به كودك نزدیك باشد و با او رابطه برقرار كند).

2.        رنگ (رنگ را از سه منظر شناسایی كند؛ شاد بودن، خالص بودن، شفافیت)

3.        صدا و موسیقی ( كه می‌توان آن را به دو قسمت مجزا: 1- كلام 2- ملودی و ریتم تقسیم كرد)

4.        تنوع (تنوع در نوع طراحی از لحاظ اندازه، نوع عروسك و یا چیدمان انجام داد)

5.        تخیل (عناصر صور خیال و فانتزی در طراحی صحنه باید در نظر گرفته شود)

6.   ساده‌گرایی (نیازی نیست كه صحنه عروسكی شلوغ باشد بلكه باید در جهت فهم نمایشنامه صحنه را ساخت)

7.   كلی گرایی (همه عناصر صحنه اعم از آكسسوار و دكور باید به صورت جز به جز به آن پرداخته شود.)

منبع : وبلاگ تجربیات رضا حاجی درویش

اصول كلی طراحی صحنه عروسكی

1-  تكنیك نمایش (منظور نوع عروسك و تكنیك عروسك گردانی می‌باشد)

2-  امكانات فنی سالن نمایش (این نمایش در چه سالنی باید اجرا شود و چه امكاناتی سالن دارا می‌باشد.)

3-  طراحی كاربردی باشد(هر چیزی كه در صحنه بكار برده می‌شود حتما باید مورد استفاده قرار بگیرد.)

طراحی صحنه عروسكی بر دو نوع كلی استوار است.

1-     طراحی صحنه عروسكی سیار

الف: باید قابل حمل باشد. ب: اندازه آن كوچك ولی كاربردی باشد. ج- كم هزینه باشد.

2-     طراحی صحنه عروسكی ثابت

كه این طراحی صحنه مستلزم وجود شرایط زیر می‌باشد:

1-     نورپردازی مناسب برای دكور

2-     موسیقی (شرایط مكانی برای استفاده از موسیقی زنده و یا ضبط شده)

3-     شكل ساختمان سالن كه خود به 3 بخش اصلی تقسیم می‌شود:

الف: صحنه آزاد: مانند سالن مولوی، خورشید، قشقایی

ب: صحنه قاب عكسی: مانند سالن تئاتر شهر، رودكی، آمفی تئاتر

ج: صحنه جعبه‌ای: كه صندلی آن ثابت است و سن دارای اختلاف سطح می‌باشد.

4-     اكوستیك صوت (تا چه حد می‌توان از صورت در این سالن استفاده كرد)

طراحی صحنه در صحنه‌های آزاد چند ویژگی دارد كه به ترتیب به آنها اشاره خواهم كرد.

1-     صندلی به زمین متصل نیست و به راحتی می‌توان جایگاه تماشاگر را نسبت به نمایش تغییر داد.

2-     عدم استفاده از لته‌های تو پر و بسته كه مانع دید تماشگران نشود.

3-     استفاده از دكورهایی با ارتفاع كوتاه

4-     استفاده از اختلاف سطح‌های متحرك مانند پودس و پراتیكابل

5-     تنوع شكل صحنه (دایره، مربع، مستطیل، مثلث و غیره...)

اصول طراحی صحنه در نمایش

«1- ثبات: قسمت‌های جلویی دكور در طرفین صحنه در ایجاد ثبات وایستایی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این قسمتها بر روی تماشگر اثر زیادی می‌گذارد. خصوصا به هنگامی كه بازیگران بر صحنه رها می‌شوند و تعداد آنها افزون از پنج یا شش نفر باشد، باید به خوبی از این نقاط استفاده كرد.»[2]

2- تعادل: یعنی تقسیم انرژی در فضای كلی صحنه به واسطه محورهای اصلی افقی و عمودی. «گاه یك عنصر بسیار كوچك می‌تواند تعادل صحنه را تنظیم كند. مثلا تابلویی كم وزن می‌تواند سنگینی یك دیوار را افزایش زیادی ببخشد و گاه  می‌توان با افزودن یك تابلو در سمت روشن،‌دكور را متعادل ساخت. چنانچه تابلوی جانشین شده، كمی بزرگتر و یا تیره‌تر باشد، بر سنگینی آن طرف می‌افزاید.»[3]

3-   توازن: از لحاظ وزن، حجم، سبكی و سنگینی از لحاظ بصری و جرمی.

موارد رنگ، شكل، خط، حجم و فرم كه هر یك از لحاظ وزن بصری و روانشناسی باید مورد بررسی قرار بگیرد.

تبصره: چیدمان دو وسیله مثل میز و صندلی كه فضای خالی بین آن دو مربع باشد، از فضای خالی نیز به یك حجم رسیده‌ایم.

4- تاكید: در صحنه هیچ وقت، هیچ شیی مورد تاكید قرار نمی‌گیرد چون می‌تواند بقیه لوازم را تحت شعاع قرار دهد. مثلا شمشیر براق در یك صحنه كهنه و كدر.

تبصره «تاكید گذاری: استثنا در تاكید است به این معنا كه در طراحهای گوناگون معمولا تنها بر یك عنصر طرح تاكید می‌گذارند و بقیه طرح را تحت الشعاع آن قرار می‌دهند این كار محاسن بی شماری به همراه دارد و از بسیاری مشكلات جلوگیری می‌كند اما در طراحی صحنه كمتر به چنین تاكید گذاریهایی نیاز می‌شود... هر دكوری كه برای جلب توجه، قصد رقابت با بازیگر را داشته باشد، بی‌ارزش شمرده می‌شود.»[4]

5-عناصر طرح:

1-نقطه                                                5- درجه رنگ

2-خط                                             6- خلوص رنگ

3-شكل                                            7- ارزش رنگ

4-حجم و وزن                                  8- تضاد و هماهنگی رنگها

6- قانون وحدت و تنوع در شكل و رنگ

«معمولا تنوع در شكل و رنگ باعث تشتت طرح می‌شود، ولی وحدت آنها طرح را از شلوغی و پراكندگی نجات می‌بخشد، نمی‌بایستی از وحدت و تنوع به یك اندازه استفاده كرد، بلكه باید هر كدام را تا آنجا كه لازم است و طرح طلب می‌كند، به كار گرفت. اگر چه این دو با یكدیگر سازگاری ندارند، گاهی اوقات می‌توان یكی (وحدت یا تنوع) را مثلا در شكل و دیگری را در رنگ گسترش داد.»[5]

7- قانون الاكلنگ:

«استفاده از قرینه سهلترین روش به دست آوردن تركیب متعادل است. بدین گونه كه یك طرف صحنه آینه طرف دیگر می‌شود. تنها برخی از صحنه‌ها نیاز به قرینه‌سازی دارد.

عنصری فرضی در صحنه وجود دارد كه به عنوان تعادل دهنده پنهان عمل می‌كند. این عنصر مانند یك الاكلنگ كار می‌كند. یك شی سبك را در یك طرف صحنه بر روی پایانه یك سوی این الاكلنگ فرضی در نظر بگیرید و سپس آن را با یك عنصر سنگین دیگر در طرف دیگر صحنه متعادل سازید.»[6]

عناصر بصری:

1- نقطه: «سادهترین عنصری بصری است كه در علم ریاضی از برخورد دو خط، نقطه به وجود می‌آید. و یا می‌توان آن را اثر هر گونه وسیله اثر گذار مانند مداد و گچ بر روی كاغذ و تخته وغیره دانست. اثری كه هیچ گونه شكل و فرم ندارد، نه پهنا دارد و نه درازا، نوك سوزن، ماه، خورشید و ستارگان در آسمان نیز همگی نقطه‌اند، خلاصه هر چه در طبیعت به صورت یك لكه به نظر آید، یك نقطه است.»[7]

2- خط: «خط مهمترین عنصر در طراحی است. آن نیز مانند نقطه در تعریف هندسی عرض و ضخامت ندارد ولی ما هر چیزی را كه مانند یك رشته باریك تصویر شود خط می‌نامیم، حركت یك وسیله طراحی مانند مداد و قلم و غیره می‌تواند خط را ایجاد كند، خط در واقع تصویری است كه برای دیدن چشم ما در یك جهت حركت می‌كند. امتداد حركت هر چیز را می‌توان خط شمرد.»[8]

انواع خط و تاثیرات روانی آنها

«واكنش چشم و مغز انسان نسبت به خط، یك واكنش غریزی است، مثل واكنشی كه از لمس زبری و نرمی، دیدن سفیدی و سیاهی و یا چشیدن شوری و شیرینی داریم، خط می‌تواند تاثیرات متضادی در ما ایجاد كند كه ناشی از خاصیت روانی – بصری خط می‌باشد.

الف: خط عمودی: خطی است نیرومند و فعال كه نمایشگر تعادل، ایستایی، صراحت، دوام و ارتفاع است.

ب: خط افقی: خطی است آرام و بی‌هیجان كه عدم فعالیت و وسعت را القاء می‌كند.

ج:‌خط كج (مایل): عمودی است كه تعادل خود را از دست داده و خطی است عصبی، مهیج، بی‌ثبات و نشاندهنده سقوط.

د: خط زاویه‌دار: خطی كه مسیر گردشش در زمانهای مختلف تغییر كرده و نشان دهنده حركت، سرعت و هیجان است.

هـ : خط دندانه‌دار (شكسته): از تكرار یكنواخت و یا ناهماهنگ خط زاویه‌دار پدید آمده و نمایشگر خشونت و عصبانیت است.

و: خط منحنی: بخشی از یك دایره است. خطی است نرم و لغزنده، بدون خطر، آرامش دهند، موزون و با وقار، نوسانات خطوط منحنی را روی تپه‌های شنی می‌توان مشاهده كرد.

ز: خط مواج: خطی است كه از تكرار نامنظم منحنی پدید می‌آید و احساس آرامش، لغزنده بودن و نرمی را القاء كرده و با تغییر فرم آن، حركت به وجود می‌آید.

ح: خط مارپیچ: تكرار منحنی‌هاست كه گردیك محور می‌چرخند و احساس حركت و در خود چرخیدن را القاء می‌كنند.

پهن یا نازك بودن خط نیز در تاثیر روانی و بصری آن سهم بسزایی دارد. تغییر ضخامت خطها بر تاثیر تجسمی آنها می‌افزاید.»[9]

3- سطح: پس از نقطه و خط، سومین عنصر می‌باشد. (شكل دو بعدی) اگر خطوط در یك صفحه حركت كنند القاء كننده سطح هستند. حتی اگر نقطه‌ها هم در یك صفحه متراكم شوند سطح را می‌نمایانند.

4- حجم: شكلی سه بعدی است كه دارای طول و عرض و عمق باشد، در طبیعت ما حجم را به صورتهای گوناگون می‌بینیم حجم یك قوطی كبریت، حجم یك لیوان، حجم یك تخته سنگ و ....

5- بافت: عنصری است كه با لمس كردن اشیاء براحتی مشخص می‌شود ولی گاهی تنها با دیدن نیز احساس می‌شود. شما به راحتی می‌توانید تفاوت بافت سطح خشن یك آجر را از بافت صاف و براق پوست یك سیب تشخیص بدهید، بدون آنكه آنها را با دست لمس كنید.

5- ریتم: «ریتم یا آهنگ عبارتست از تكرار با قاعده عناصر یا اجزایی از یك حركت یا فعل در جریان یا نظایر آن مانند ریتم ضربان قلب، ریتم سخن گفتن یا ریتم حركت پاندول ساعت و غیره. ریتم با زمان رابطه دارد اما در مورد دیدن (ارتباط بصری) هم مستلزم صرف وقت است و از دیدگاه ناظر اگر به نحوی موزون و ریتمیك باشد، خوشایندتر است. در مبانی هنرهای تجسمی هر گاه یك یا چند عنصر بصری بطور یكسان تكرار شوند، ریتم به وجود می‌آید.»[10]

انواع ریتم:‌ الف – ریتم تكراری: تكرار یك شكل، رنگ یا خط معین، ریتمی را به وجود می‌آورد كه می‌تواند جلب توجه كند مانند رژه رفتن سربازان.

ب – ریتم متناوب: در هنرهای بصری هنرمند برای اینكه به نحوی از كیفیت آرامش بخش ریتم استفاده كند و در عین حال باعث خستگی نشود، از تكرار همراه با تنوع استفاده می‌كند. در تكرار تنوع ایجاد می‌شود.

ج – ریتم تصاعدی: همراه با یك تغییر است. در این نوع ریتم با عنصر قبل و بعد از خود رابطه و تناسب دارد كه در مجموع یك ریتم یكسانی را القاء می‌كند. این نوع ریتم احساس حركت را نیز به وجود می‌آورد.

د- ریتم پیوسته: ریتمی است كه در آن اجزاء تشكیل دهنده به نحوی آرام و ملایم به یكدیگر متصل شده باشند، مانند حركت موج دریا.

6- حركت : ساده‌ترین تعریف حركت تغییر مكان یا تغییر موقعیت است. در زندگی هر موجود زنده‌ای به نحوی از انحاء حركت می‌كند. حركت یك از بارزترین جنبه‌های حیات است.

در هنرهای بصری عنصر حركت از ارزش بصری زیادی برخوردار است. خود وجود ریتم در هر یك از عناصر بصری می‌تواند احساسی از یك حركت را بیننده منتقل كند. (حضور ریتم نشان دهنده وجود حركت است.) 




طبقه بندی: کارگاه طراحی صحنه،
[ سه شنبه 5 مهر 1390 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ احمد فیاضی ]
تحلیل طراحی صحنه و لباس آندرومدا (رابرت وایز،1970)
کتابی که دکترمایکل کریچتون با استفاده از علم خود در زمینه طب نوشته بود؛ایده های نامتعارفی را عرضه کرد.ازابتدای تاریخ سینما،فیلم ها با این سوال که حیات در سیارات دیگر چگونه می تواند باشد درگیر بوده اند.اندرومدا به عنوان اقتباسی سینمایی از این اثر،این ایده ساده اولیه را دنبال می کند که تماس اولیه بشر با زندگی موجودات فضایی،نه به وسیله مردان کوتوله سبزرنگ که از طریق ویروس خواهد بود.
بیشترفیلم های گونه علمی تخیلی از داستانی خیال پردازانه برخوردارند که ماجراهای گوناگون و وقایع ترسناک در آینده را روایت می کنند.اندرومدا در زمره معدود فیلم هایی به شمار می رود که عنوان علمی تخیلی برازنده آن هاست؛چرا که علو در مرکز ثقل داستان آن قرارمی گیرد.داستان فیلم به اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بر می گردد،زمانی که جنگ سرد اتفاق افتاد، ماهواره های اولیه به فضا پرتاب شدند، آزمایشات اسلحه های میکروبی آغاز شد، رایانه ها ابعادی به اندازه یک اتاق داشتند، اقتصاد جهان هنوز درهم نشکسته بود و در عین حال همچنان ترس از ناشناخته ها وجود داشت.درفیلم های این دهه؛ترس از روس ها و کمونیسم در قالب بیگانگان فضایی تجلی می یافت.اندرومدا پا را کمی فراتر گذارده و ارجاعاتی نیز به ویتنام دارد؛ارجاعاتی که برای بینندگان امروزی سینما که آن زمان را تجربه نکرده اند چندان قابل لمس نیست.شاید اگر داستان فیلم در زمان حال ما اتفاق می افتاد،مدل موها و لباس افراد،رایانه ها و پرینترها تفاوت بسیاری می کرد.رایانه یک خودکار نوری نداشت یا نیازی نبود که هر طبقه آزمایشگاه با رنگی خاص کدگذاری شود. همین طور استفاده از مستطیل هایی با اندازه های متفاوت در چندین صحنه در مکان های مختلف،سبک هنری خاصی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد به شمار می رفت که در حال حاضر به طور قطع تاثیر چندان اعجاب آوری بر تماشاگران نخواهد داشت. درعوض این وظیفه برعهده نمادهای فناوری و علم نوین فضایی و بیوتکنولوژی قرار دارد.بیشتر فیلم های علمی تخیلی،چندین سال در زمان به جلو رفته و نوع فناوری هایی که احتمال دارد بعدها وجود داشته باشند را پیش بینی کرده و به تصویرمی کشند و در نتیجه هنگامی که این پیش بینی ها و احتمالات رنگ واقعیت به خود نمی گیرد،اثری تاریخ دار محسوب می شوند.اما اندرومدا را به جای فیلمی تاریخ دار باید اثری مربوط به یک دوره زمانی خاص بدانیم. فیلم داستان را در زمان ساخت خودش یعنی سال 1970 روایت می کند،با این تفاوت که علم و فناوری به مدد تخیلات نویسنده بسیار پیشرفته تر از آن چیزی می نماید که در واقعیت درآن زمان وجود داشته است. پیش از این که مجموعه فیلم های جنگ های ستاره ای ساخته شود،اندرومدا به مدد خلاقیت طراح زبده اش بوریس لوین به مدت یک دهه بهترین الگو در طراحی صحنه فیلم های علمی تخیلی مربوط به فضا به شمار می رفت؛هنگامی که موج تولید این گونه فیلم ها اندی پس از قدم گذاشتن آدمی بر روی کره ماه،با ساخت 2001 یک ادیسه فضایی (1968) آغاز شد- هر چند ادیسه فضایی راتنها زمانی می توان فیلمی علمی تخیلی قلمداد کرد که متافیزیک را نیز علم بدانیم - و با سیاره میمون ها (1968) و دنباله های آن THX1138(1971)، دویدن در سکوت (1971)، زاردوز(1974)، فاز چهارم (1974)، مردانی که برروی کره زمین فرود آمدند (1976) و همین طور آثار مایکل کریچتون - که پس از موفقیت اندرومدا از نویسندگی به فیلم سازی نیز روی آورد -ادامه یافت. فیلم از جهات متفاوتی قابل بررسی است. در اندرومدا عناصر و موقعیت هایی ایجاد و به کار گرفته شد که بعدها به صورت کلیشه درآمده و در فیلم های متعددی از آن استفاده شد: افرادی که لباسهای محافظت شده ای پوشیده و در یک آزمایشگاه زیرزمینی مخفی و دارای فناوری های پیشرفته و در منطقه ای دور افتاده در امریکا به دنبال یک عامل بیولوژیک مرگ آور می گردند و مردمی که با لباس های سرتاسری و یکدستی که به تن کرده اند در جست وجوی راهی برای نجات خود،در طول راهروهای پر پیچ و خم می دوند.این شخصیت ها در آندرومدا به طرز عامدانه ای بدون بعد از کاردر آمده اند. تاکید بر علم تا حدزیادی موجب فاصله گرفتن فیلم از روایت ماجرایی خاص در مورد یک شخصیت اصلی که تماشاگران آمریکایی به آن عادت کرده اند می شود و در عوض عناصر صحنه همچون مانیتورها و رایانه ها،بازوهای محرک مکانیکی،موش های آزمایشگاهی به گوش رسیده و دانشمندان را به کارهای مختلف وا می دارد و مهم تر از همه خود ویروس ها،جای شخصیت ها را به عنوان قهرمان اصلی ماجرا گرفته اند. در فضایی رمزآلود و هوای گرگ و میش، جمعیت یک دهکده کوچک به طور ناگهانی در جای خود بی حرکت مانده اند.دو جست و جوگر با لباس های محافظتی شبیه فضانوردان وارد شهر شده و علت را جست و جو می کنند.این صحنه آشنا، یادآور فیلم هایی است از این دست که پایان دنیا و روز قیامت را به یادمان می آورد. آندرومدا اگر نه اولین،دست کم جزو فیلم های جریان ساز پلیسی کارآگاهی است که تهدید بالقوه سلاح های میکربی را به تصویر می کشد درآغاز عده ای به طور ناگهانی از سوی مقامات رده بالای آمریکا برای انجام یک ماموریت مخفی فراخوانده می شوند.سپس هر یک بدون این که تاکید شود نقشی کلیدی را در ادامه فیلم خواهد داشت،درچند نما که به سرعت یکی پس از دیگری به نمای بعدی قطع می شوند با همراهان یا بستگان خود خداحافظی می کند و غیر از عمل جراحی دکتر،شناخت اولیه ای که از شخصیت ها پیدا می کنیم به چند دیالوگ کوتاه و موجز منحصر می شود. گفت وگوها همراه با متن های درحال پرینت به زبان انگلیسی،تا انتها باراصلی انتقال اطلاعات به تماشاگر را به دوش می کشد. ریتم سریع فیلم یعنی قطع سریع نماهای یک لوکیشن به لوکیشن دیگر؛تا رسیدن افراد به آزمایشگاه زیرزمینی وایلدفایرادامه یافته و از این طریق لزوم فوریت انجام عملیات به بیننده منتقل می شود؛درحالی که دنبال کردن همزمان وقایع،گفت وگوها و لوکیشن ها برای تماشاگر بسیار مشکل و پیچیده است. فرودگاه؛پایگاه هوایی؛دادگاه و حتی اتاق کار کاخ سفید که دیوار آن با چند نقشه از کره زمین و دو مانیتور پر شده،زمان اندکی از فیلم را به خود اختصاص می دهند سرعت موجود باعث می شود عدم دقت در طراحی جزئیات صحنه های ابتدایی و استفاده محدود از عناصر مختلف صحنه در آن ها به سختی قابل تشخیص باشد.درعین حال کم تر پیش می آید که نمایی بسته از یک سوژه به نمای نیمه بازی از همان سوژه قطع شود و با وجود این ترفند،تماشاگر مثل فیلم های مستند با دوربین همراه می شود، ترفندی که در زمان هایی که کشش داستان فیلم افت می کند موثر واقع نشده و احساس کسالت را به بیننده منتقل می کند. اطلاعاتی که رمزگونه و سریع بین دانشمندان رد وبدل می شود و تنها شاید متخصصان بیولوژی با برخی از اصطلاحات به کار رفته آشنایی داشته باشند براین حس می افزاید زمانی که داستان به آهستگی بینندگان را دچار خستگی می کند، فضای داخل پروژه وایلدفایر -آزمایشگاه مخفی زیرزمینی پنج طبقه ای که به ایستگاه های فضایی می ماند -تماشاگران را با کمک افسونگری تصاویر و پیشرفت فناوری به سفری سیاحتی دردنیای جدیدی وارد می کند که لحظه به لحظه در حال گسترش است. هر چند شکوه و جلال موجود در طراحی آزمایشگاه نیز تا نقطه عطف بعدی به دلیل تصنعی بودن و یکنواختی استفاده از برخی وسایل -ازجمله چراغ های رنگی سبز و قرمز، مانیتورهایی که این جا و آن جا روی دیوار نصب شده اند،طبقاتی که هر کدام تنها به یک رنگ در آمده اند و انجام آزمایشات علمی با استفاده از وسایل مختلفی که بیننده غیر متخصص نمی تواند بین آن ها تفاوت قائل شود -درجلب توجه مخاطبان کم تر توفیق می یابد.صحنه ای که دانشمندان 24 ساعته برای عقیم نگاه داشتن ویروس تلاش می کنند و بخصوص هدایت ورودی کپسول میکروسکوپی و رمز و رازی که در اکتشاف حیات زنده دو میکرونی نشان داده می شود کاملاً گیرا از کار درآمده؛دستاوردی که برای به تصویر کشیدن آن امکان استفاده از CGI و تکنیک های پیشرفته امروزی وجود نداشته است. نماهای مربوط به این سکانس با کمک دستاوردهای جلوه های ویژه داگلاس ترومبول (2001 یک ادیسه فضایی)،جیمز شورت و آلبرت ویچلاک (پرندگان) چندان قدیمی به نظر نمی رسد.هرچند ساختمان ها و اشیا با استفاده از پروژکتورها و مدل هایی در اندازه های بسیار کوچک تر ایجاد شده،اما سعی زیادی شده تا فیلم واقعی و طبیعی جلوه کند.شهر ویران شده ابتدای فیلم در لوکیشن واقعی تصویر برداری شد وایز کارگردان (می خواهم زنده بمانم،هلت تروا، داستان وست ساید.آوای موسیقی،روزی که زمین ایستاد و...)با آزمایشگاه جت پروپولشن در پاسادونا تماس گرفت و چهار دانشمند از واحدهای مختلف را به عنوان دستیار فنی به خدمت گرفت. تمام ادوات ووسایل مورد استفاده قرار می گرفتند. آزمایشگاه وایلدفایرهرچند به شیوه ای اغراق آمیز رنگ آمیزی شده،اما به همان اندازه دقیق است که طراحی صحنه در زمان حال می تواند به آن دقت دست یابد. وایز ازتنها یک دکور برای هر یک از دیوارهای تک رنگ طبقات وایلدفایراستفاده کرد و برای تصویربرداری از صحنه های مربوط به هر طبقه،دکوربه رنگ مربوط به آن طبقه رنگ آمیزی می شد و بازیگران لباس هایی متناسب و هم رنگ با رنگ دیواره های هرطبقه به تن می کردند. وایز روشی مستندگونه را در حرکت از عقب به جلو بین دفاتر دولتی و آزمایشگاه ها به کار برد و حتی ازنقاشی های گریچتون نیز الهام گرفت.ساخت دکورهای آزمایشگاه وایلدفایر سیصد میلیون دلارهزینه داشت. ساخت دکور هسته مرکزی مستلزم ایجاد حفره ای با هفتاد فوت عمق و سی متر پهنا در استودیو بود.بیشتر زمان فیلم در حالی می گذرد که افراد زیادی در اطراف صفحات ویدئویی و پردازشگرهای رایانه جمع شده اند و دانشمندان بدون این که کار خاصی انجام دهند. تنها با فشار دادن یک دکمه هر اطلاعاتی که نیاز دارند را در دسترس خود می یابند.بازیگرانی که هیچ آرایش اضافی ندارند،مثل دانشمندان واقعی با آرامش رفتار می کنند و به جای شور و هیجان از عقل و استنتاج برای پیشبرد مسائل استفاده می کنند.برای آن ها که به فیلم های اکشن علاقه دارند آندرومدا نمی تواند انتخاب خوبی برای دیدن باشد.فیلم به ترس های متداول زمان ساخت خود اشاره دارد: انفجاراتمی،جنگ های شیمیایی و آزمایشات جنون آمیزعلمی پنهانی دولت آمریکا.این ترس ها هنوزازبین نرفته اند و همین؛ آندرومدا را برای تماشاگران امروزی حداقل تبدیل به اثری قابل هضم می کند.
منبع:نشریه صنعت سینما،شماره 88



طبقه بندی: کارگاه طراحی صحنه،
[ سه شنبه 5 مهر 1390 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ احمد فیاضی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


مطالب مفید از سینما. مرجع سینمایی،

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب





Powered by WebGozar

  • تبلیغات متنی
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات